درزاب من،دهکده زیباییها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() درباره وبلاگ آرشیو وبلاگ
صفحات وبلاگ
1- امروز وقتی از کنار مدرسه مقدم عبور میکردی محمد خان غلامی رو میدیدی که با چه زحمتی ده تن سبوس رو به درزاب آورده و با چه شوقی اونها رو بین مردم تقسیم میکنه(آخه شاید خبر نداره بعضی از این مردم پولشو حالا حالاها قرار نیست بدن، آخه عادت کردن به نسیه بردن) 2- با توجه به اینکه اکثر مردم درزاب شروع به گازکشی منازل خود کردن، قرار بود از ابتدا یک گروه به درزاب بیاد و همه خونه ها را ارزونتر گازکشی کنه و در نهایت مسجد و حسینیه رو بدون دستمزد. ولی وقتی پای عمل رسید هر کسی توی درزاب گروهی رو برای خودش پیدا کرده انگار فکر میکردن همین فردا قراره گاز به خونه هاشون وصل بشه. به هر صورت همه برنامه ها بهم ریخت و چهار گروه در درزاب شروع به گازکشی منازل کردن.جالب اینجاست که هر یک از این گروهها از سمت یک یا دو نفر در درزاب حمایت میشن و این افراد بدون اجازه مردم درب منازل رفته(حتی شبانه) و با قرار دادن دو یا سه لوله گاز در داخل این منازل به اصطلاح اون خونه رو برای خودشون رزرو میکردن(وقتی آدم سرش درد میکنه برای گرفتاری .فرداها این آقایان مهندس وقتی نتونند پولشون رو از مردم بگیرند مطمئنا سراغ همین افراد خواهند رفت) 3- اینم چند بیت شعر (مشهدی)در وصف یکی از اهالی روستا که در هنگام پیری البته بعد از فوت همسرش ادعای ازدواج کرده نه با یک پیرزن بلکه با یک دختر جوون از روستاهای اطراف. (عشقی که باعث شد این هم ولایتی توی این سن و سال از زنش کتک بخوره) یره گه کار مو و تو دره بالا می گیره چن شبه واز می دوزم چشمامه تا صبحه به چخت موضوع مطلب : پیوند روزانه پیوندها
لوگو آمار وبلاگ
|
![]() |