• وبلاگ : درزاب من،دهكده زيباييها
  • يادداشت : چرا دعوا؟
  • نظرات : 0 خصوصي ، 42 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + رضا پردل 

    سلام مجدد بر دلسوز

    تا جاييکه من اطلاع دارم درگيري دو سال بوده يکي 4 سال پيش و يکي امسال و اگر مورد ديگري بوده خانوادگي بوده. نسبت به مورد 4 سال پيش بنده بسيار ناراحت بودم و بارها سرزنش کردم آنها را ولي امسال همانطور که گفتم از روزهاي اول احساس خطر مي کردم و تا روز 12 هم مواظب بودم و معمولا هم خرج درزاب از 11 به اين ور نبود و بنده هم خوشحال بودم که اتفاقي نيفتاد ولي همان ساعت بنده بجستان بودم و وقتي امدم و متوجه شدم و مفصل تحقيق کردم و متوجه شدم تمام تلاش ها بر اين بوده که اتفاقي نيفتد تا جاييکه حاجي ظفريان خم مي شود و پاي طرف را مي بوسد ولي دست بردار نبودند و درگيري بين آنها و سعيد و يوسف در مي گيرد ولي دخالت اصلي قديمي ها موقعي صورت مي گيرد که آن دو تا عزيز با سر و صدا و در حضور اقوام نزديک و دورشان که از بجستان آمده اند و به شدت سر و صدا مي کردند که چنين کاري نکنند و قضيه را تمام کنند، درب منزل حاجي قديمي ميان و ...خوب بعدش نبايد انتظار داشت که بقيه آرام باشند. کارهاي بعدشان هم که خود نشان از کوتاه نيامدن بوده (خسارت و برخورد با دهيار. چرا با دهيار؟؟؟؟).